السيد موسى الشبيري الزنجاني
781
كتاب النكاح ( فارسى )
اشكال اول : همچنانكه به اجماع يا شهرت قوى نسبت دادهاند ، در مورد امه نيز ستر مو لازم نيست و امهء غير قواعد هم مىتواند خمار به سر نبندد ، در نتيجه استثناء امه از حكم قواعد به اين جهت نيست كه قواعد امه از جهت قواعد بودن حكم خاصى دارند ، بلكه به جهت حكم كلى اماء است ، بنابراين ، نمىتوان رواياتى كه در مورد قواعد حكم كرده كه جلباب و خمار را مىتوانند بردارند ، به اماء حمل كرد ، همچنانكه ظاهر اين روايات اين است كه در مقام بيان حكم قواعد بما هن قواعد مىباشد . اشكال دوم : يكى از رواياتى كه از آن ، جواز كشف مو براى قواعد استفاده مىشود ، صحيحهء احمد بن محمد بن أبى نصر بزنطى است « قال سألت الرضا عليه السلام عن الرجل أ يحل له ان ينظر الى شعر اخت امرأته فقال لا الّا ان تكون من القواعد » . مرحوم آقاى خوئى ( ره ) مىفرمايند كه اين روايت را نمىتوان به اماء حمل كرد ، زيرا ازدواج معمولًا بين احرار صورت مىگرفته و ازدواج با اماء بسيار نادر بوده « 1 » ، پس ، فرد ظاهر « اخت المرأة » ، حرّة است و اخراج حرّه از اين روايت و اختصاص آن به كنيز ، حمل مطلق بر فرد نادر است و تقريباً طرح روايت است . اين اشكال وارد است . اشكال سوم : صرف نظر از مسألهء ندرت ازدواج با اماء ، حمل روايت مجوزهء كشف شعر براى قواعد ، به خصوص اماء ، به خودى خود حمل مطلق بر فرد نادر است و نمىتوان حرّه را كه فرد ظاهر است ، از تحت اين روايات خارج ساخت ، اماء جنبهء استثنائى دارد ، از اين رو ، هم در آيهء قرآن و هم در روايات ، اماء را به عنوان استثناء ذكر مىكنند ، مثلًا در روايت ابو الصبّاح الكنانى بود كه : « . . . الا ان تكون امة » ، معمولًا افراد شايع متعارف استثناء نمىشوند و از افراد كم با استثناء ياد مىكنند ،
--> ( 1 ) توضيح كلام مرحوم آية الله خوئى قدس سرّه : اين مقدمه را نيز بايد ضميمه كرد كه حرّه بودن زن انسان و كنيز بودن خواهر وى هم نادر است ، زيرا نوعاً خواهرها از جهت حرّيت و رقيّت از وضعيت واحدى برخوردارند .